و 14 فروردین از انچه فکر میکنید به شما نزدیک تر است !!
((تلگرام ، کانال گیز میز ))
من به این آییه مبارک شک داشتم ولی الان یقین دارم که کاملا درسته

باس بگم هست ... غروب 13 فروردین
خب امروز مدرسه چطور بود ؟![]()
منکه نرفتم 
یعنی به شکل کاملا خلاقانه خودمو زدم به مریضی
ولی احتمالا فردا برم آخه چهارشنبه هارو دوست دارم ^^
البته فکر بد نکنین واقعنم سرم درد میکرد و تب داشتم
آخه تا 12 شب خونه کسی بودیم عید دیدنی
یعنی فامیل ما دست از روز 13 هم ور نمیدارن
پریشن نزدیک 50 نفر خونه مون بودن با بچه های کوچیک و فضولشون 
فوقالعاده از بچه ها متنفرمممممممم
البته من معتقدم بچه خوبه بچه گوگولیه بچه شیرینیه زندگیه ^^
ولی فقط برای 5 دقیقه 
دلیل اینکه اینقدر زیاد بودن مهمونا اینکه
مهمون های ما میرن خونه یک نفر بعد با اونا میرن خونه نفر بعد :///
دقیقا عین یک گوله ی برف که رفته رفته بزرگو بزرگو بزرگ تر میشه 
بگزریم امسال عید هفته اول عالی هفته دوم افتضاح
به این علت که کار وکاسبی کساد شد ببین

بعله ... یعنی من غربون اون کسی برم که اون دوتا پنجاهی رو داد :/
فک میکردم دیگه از اونا گیر نیاد ولی ایشون ظاهرا لای کتاب چندتایی داشتن ://
با این حال نوستالژی خوبیه ^^
نگهش میدارم وقتی پیر شدم میدم به نوه هام 
اون موقع حتما عتیقه شده خیلی می ارزه 
چرابزرگترا فکر میکنن ما برای عیدی گرفتن بیش از اندازه بزرگیم !؟!؟!
یعنی من میخوام بدونم اون نی نیه دماغو قنداقی بیشتر به تراول احتیاج داره یا من نوعی!!
تازه من نصف بیشتر تعطیلی رو جای اینکه بخوابم تو مهمونی بودم بعد واقعا اینقدررررر !!!
از دیانا جونم عرز میخوام چون دیشب نت ته کشید نتونستم بیام باهاش وداع کنم :((((
دیانا واقعا متاسفم دیشب تا 8 و خورده ای بودم ولی یکهو نت تموم شد O_____o
یعنی میخواستم با مشت بکونم وسط صفحه ی لب تاپ که یادم اومد
پسر داییم کنارم نشسته براش بد آموزی داره بچه 
البته باز خوبه که از مامان بابام عیدی های خوبی میگیرم مامانم امسال
مانتوی سنتی از اصفهان گرفت برام ... خیلی دوستش دارم ^^
بابام هنوز عید نداده ... ولی فک کرده میتونه منو بپیچونه 
خب این هم بگزرد ... امسال فک میکردم از مسافرت خبری نیست ولی مامانم طی یک عملیات
انتحاری مارو کشوند به جنوب 
گالری عکساشو تو ادامه گذاشتم برین ببیند :)
موضوع بعدی بخاطر درس و مشق و ایناست
من کلاس نهمم و امسال ازمون دارم و جدی جدی میخوام بشینم تو
خونه درس بخونم برای همین دیگه پست نمیزارم تا زمانی که به یک
تعطیلات طولانی مثل تابستون بر بخوریم ![]()
زین پس نیمه آنلاینم و فقط برای سر کشی به نویسنده هام
(( که چقدرم فعال بودن تو عید ماشالا :///))
و پاسخ به نظرات دوستان میام ^^
و پنجشنبه جمعه هاهم برای دیدن پستاشون میام
ازشون میخوام منو فراموش نکنن و به یادم باشن ^^ ![]()
رمان ها و داستان های وب هم به دین شرح است :
لاو استوری رو ادامه میدم «اگه نظراتش تکمیل باشه »![]()
نجوای دوست داشتنی مرگ در آینه «فصل سوم » که میمونه برای تابستون ^^
تو این زمان هرکی داستانو نخونده و بیکاره بره فصل یک و دو رو بخونه که
فصل سه بد جور به فصل یک مرطبته و گیره 

داستان نمایشگاه گناهکاران هم هر وقت نویسنده ی داستان کاتیسا بخواد:)
ادامه اش میده ^^
خب همین دیگه چیز دیگه ای از قلم نیوفتاد ؟
بدورود دوستان^^
دوستتون دارم خیلی زیاد 
چه خوشتون بیاد چه خوشتون نیاد 
![]()
ما را در سایت عاشقان شیطانی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 381