عاشقان شیطانی

متن مرتبط با «داستان» در سایت عاشقان شیطانی نوشته شده است

داستان عاشقانه ^^

  • نیلوبلاگ

    زنگ ناهار بود دفترهای ریاضی بچه هارو به استادم تحویل دادم و روی پاشنه ی پا چرخیدم تا برگردم کلاس دیدم جیک دوست پسرم [نیشخند]و رودریک دوست صمیمیش د...

    ادامه مطلب
  • داستان طنز دیابولیکی 1

  • نیلوبلاگ

    نرسیا : مسابقه ی بله و خیر معکوس داریم . آقایون شرکت کننده ها رجی ، لایتو ساکاماکی در مقابل کو و روکی موکامی ... آماده اید ? پسرا: بله بله بله .... ننننننه نه نه نرسیا: حواستونو جمع کنید پسرها ... آیا ماست سفید است ? کو : زینگگگگ نرسیا : گروه موکامی کو : خیر نرسیا : 5 امتیاز موکامی ها .... آیا کو خوشتیپ است ? رجی : دینگ (( بچه شیک زنگ میزنه )) نرسیا : بگو...

    ادامه مطلب